مصرف الكل و كم خوابي
اغلب بيماراني كه دچار صرع ژنراليزه هستند پس از مصرف الكل زياد و يا كم خوابي، مستعد بروز تشنج مي شوند. بنابراين تمام مبتلايان به صرع بايد از مصرف الكل و كم خوابيدن پرهيز نمايند. در حقيقت مصرف زياد الكل و يا قطع ناگهاني مصرف آن، مي تواند تقريباً در هر فردي ايجاد تشنج كند. بنابراين بروز تشنج، يك عارضه شايع در افراد الكلي مي باشد. براي كساني كه حملات آنها بخصوص با كم خوابيدن تشديد مي گردد، توصيه مي شود كه از خسته كردن بيش از حد خود، كم خوابي و انجام شغلهاي شيفتي و شبانه خودداري نمايند.


استرس و فشار عصبي
گرچه اغلب شناسايي اثرات استرس و فشار عصبي مشكل مي باشد، اما با اين حال مي تواند اثر عميقي بر روي كنترل حملات داشته باشد. بعلاوه، تمرينات ريلكسيشن و آرام بخشي، كم كردن فشار عصبي و روشهايي كه براي تقويت روحيه بكار مي رود، مي تواند اثرات مفيدي داشته باشد و بنابراين بايد به اكثر بيماران توصيه شود. اغلب مشاوره كردن با كساني كه در كنار آمدن با بيماريشان، مشكل دارند مي تواند به كنترل حملات آنها كمك نمايد. افسردگي و ريحه ضعيف مي تواند همچنين باعث افزايش تعداد حملات شود.


تب و بالا رفتن درجه حرارت
در هنگام وقوع هر نوع بيماري اي، حملات مي توانند بدتر شوند و اين امر، بخصوص در كودكاني كه دچار تب مي شوند بيشتر ديده مي شود، زيرا بالا رفتن درجه حرارت بدن باعث مي شود كه مغز مستعد بروز يك تشنج گردد. بنابراين با مشاهده اولين علائم تب، درجه حرارت بدن بايد با مصرف داروي استامينوفن و در صورت لزوم با پاشويه كردن بيمار پايين آورده شود. مثال ديگري كه مي تواند باعث بالا رفتن درجه حرارت بدن شود و در نتيجه تعداد تشنج ها را بالا ببرد، آفتاب زدگي مي باشد كه معمولاً بعلت بيش از حد در معرض نور خورشيد قرار گرفتن و از دست دادن زياد آب بدن اتفاق مي افتد.


حساسيت به نور
اخيراً مطالعات زيادي بر روي حساسيت به نور (فتوسنسيتيويتي) و ارتباط بروز تشنج ها با بازيهاي كامپيوتري و ويديويي بعمل آمده است. در واقع، كمتر از پنج درصد از تمام مبتلايان به صرع، به نورهاي درخشان حساس هستند. تشنج هايي كه بر اثر حساسيت به نور ايجاد مي شوند معمولاً با نورهايي كه در هر ثانيه 5 تا 30 با چشمك مي زنند و نور تلويزيون و بازيهاي ويديويي (كه هر دوي آنها داراي نورهاي چشمك زن مي باشند) رخ مي دهد. با اينحال، كودكان در بريتانيا (انگلستان) مقدار زيادي از وقت خود را صرف مشاهده تلويزيون و بازيهاي كامپيوتري مي كنند و در نتيجه هرگونه تشنجي كه در اين مواقع براي آنها رخ دهد ممكن است كاملاً اتفاقي و تصادفي باشد. ساير چيزهايي كه بطور شايعي باعث بروز حمله مي شوند عبارتند از:
- انعكاس نور خورشيد بر روي آب
- عبور كردن از محدوده اي از درختها كه نور خورشيد از لابلاي شاخه هاي آن به ما برخورد مي كند.
- در بعضي از مبتلايان به صرع كه به نور حساسيت دارند، پرهيز از مواجهه با چيزهايي كه باعث تشنج در آنها مي شود و انجام چند احتياط ساده مثل استفاده از عينك آفتابي و مصرف مرتب قرصهاي ضد صرع، تمام آن چيزهايي است كه براي پيشگيري از تشنج ها لازم مي باشد.
اقدامات احتياطي كه در اينجا گفته مي شود مي تواند براي كساني كه دارو مصرف نمي كنند اما در مقابل تلويزيون دچار حمله مي شوند مفيد باشد:
- ديدن تلويزيون در اتاقي با نور خوب و مناسب
- مشاهده تلويزيون از يك زاويه
- فاصله داشتن با تلويزيون حداقل به ميزان دو و نيم متر
- عوض كردن كانالهاي تلويزيوني با استفاده از كنترل از راه دور (بدون اينكه به تلويزيون نزديك شويد)

جلوي يك چشم را گرتفن و يا استفاده از تلويزيونهاي با فركانس زياد (100 هرتز)
فيلمهايي كه در سينما ديده مي شوند به ندرت تشنج مي شود و معمولاً مانيتورهاي كامپيوترها داراي فركانس زياد هستند كه از بروز تشنج جلوگيري مي كند. با اين حال، در هر دوي اين موارد (سينما و كامپيوتر) در صورتي كه آن چيزي كه نمايش داده مي شود شامل تغييراتي در الگوي هندسي و با فركانس خاصي باشد مي تواوند باعث بروز تشنج شود. درمان با داروهاي ضد صرع معمولاً در پيشگير از تشنج هايي كه بعلت حساسيت به نور اتفاق مي افتند مؤثر مي باشد.


درمان دارويي
از گذشته هاي بسيار دور، افراد به دنبال داروهاي مؤثري براي درمان صرع بوده اند و در طي ساليان متمادي از پودر استخوان جمجمه
انسان و خون كركس براي اين كار استفاده مي شد. با اين حال اولين درمان مؤثر در سال 1857 ميلادي توسط دكتر سرچارلز لوكوك كه يك متخصص بيماريهاي زنان و زايمان بود گزارش شد. در آن هنگام اين فكر غلط در بين مردم شايع بود كه صرع در خانمها، مشكلي است كه از رحم آنها ايجاد مي شود. دارويي كه دكتر لوكوك استفاده مي كرد، بروميدپتاسيم بود و اين دارو تا سال 1912 ميلادي به عنوان مؤثرترين دارو براي درمان صرع استفاده مي شد و از آن سال بود كه داروي فنوباربيتال معرفي شد.
مشكلات مهمي كه در مصرف بروميدپتاسيم وجود داشت، عوارض جانبي غير قابل قبول آن بود. در واقع هنوز هم در درمان دارويي صرع بايد عوارض جانبي مصرف داروها را نسبت به مزاياي آنها ارزيابي نمود و سپس آن را براي بيماران تجويز كرد.


نحوه جذب داروها در بدن
به محض اينكه يك داروي ضد صرع توسط فرد بيمار خورده مي شود، اين دارو جذب بدن شده و وارد گردش خون مي گردد و از طريق آن وارد مغز مي شود ت اعمل اصلي خود را در آنجا انجام دهد. خوردن دارو در هنگامي كه معده خالي است و يا اينكه بعد از صرف غذا و در حالي كه معده پر است، در ميزان جذب دارو تفاوتهايي را باعث مي شود. داروها بايد هر روز در ساعات مشخصي مصرف شوند و مثلاً اگر هميشه بعد از غذا و يا قبل از غذا دارو را مصرف مي كنيد، بايد همي نروش را بطور مرتبط پيگيري نماييد. هنگامي كه دارو از سيستم گردش خون خارج شد، توسط كبد تجزيه (متابوليزه) مي شود و يا اينكه از طريق كليه ها تصفيه شده و توسط ادرار از بدن خارج مي گردد (داروهاي مختلف به طرف گوناگوني از بدن دفع مي شوند، بعضي از داروها از طريق كبد و بعضي هم توسط كليه ها). اگر يك دارو خيلي به سرعت از بدن دفع و يا خارج شود، لازم است كه روزي چندبار (مثلاً 3يا4 بار) از آن دارو مصرف شود ت اميزان آن دارو در خون در سطح قابل قبولي قرار داشته باشد. همچنين اگر يك دارو به آهستگي از بدن دفع شود، مي توان آن را فقط روزي يك بار مصرف نمود.


نحوه عمل داروها
هنوز بطور دقيق مشخص نشده است كه چگونه اكثر داروهاي ضدصرع، عمل خود را در بدن انجام مي دهند، اما به نظر مي رسد كه اين كار را از طريق چند مكانيسم مهم به انجام مي رسانند. قلاً توضيح داديم كه حملات ممكن است وقتي كه تعادل تحريك شدن و مهار شدن در مغز به هم مي خورد ايجاد شوند. بعضي از داروهاي ضد صرع باعث مي شوند كه اين عدم تعادل شيميايي در مغز اصلاح گردد. ساير داورها هم به روشهاي مختلفي موجب ثبات در سلولهاي عصبي (نورنها) و در نتيجه پيشگيري از فعاليت بيش از حد آكسسون ها مي شوند.


داروي مناسب براي بيماران
اكثر داورهاي ضدصرع در انواع مختلف صرع به كار مي روند و اغلب فقط موضوع انتخاب بهترين دارو براي هر بيمار مطرح مي باشد. جالب اينجاست كه دارويي كه ممكن است براي يك بيمار، خيلي مؤثر واقع شده باشد براي بيمار ديگر هيچگونه استفاده اي نداشته باشد. با اين حال، بعضي از داروهاي ضدصرع فقط براي انواع بخصوصي از صرع به كار مي روند (مثلاً داروي اتوسوكسيمايد فقط براي درمان صرع كوچك مصرف مي شود) و در حقيقت بعضي از داروها ضدصرع مي توانند باعث بدتر شدن بعضي از انواع صرع شوند (مثلاً داروي كاربامازپين براي حملات ميوكلونيك).


عوارض جانبي داروها
داروهاي ضد صرع داراي سه نوع عارضه مهم جانبي هستند كه عبارتند از: از عوارض جانبي مربوط به مقدار دارو، مربوط به خود شخص (ايديوسينكراتيك) و عوارض جانبي مزمن.


عوارض جانبي مربوط به مقدار دارو: در صورتيكه به مقدار بيشتر از معمولي كه داروي ضدصرع بايد مصرف شود بيمار آن را مصرف نمايد و اصطلاحاً دچار مسموميت دارويي شود، اين نوع از عوارض جانبي پديد مي آيند. مقدار دارويي كه هر فردي مي تواند تحمل نمايد از شخصي به شخص ديگر متفاوت است. در مصرف بيش از حد داروهاي ضد صرع، عوارضي مثل سرگيجه، دوبيني (مشاهده دوتايي اشياء)، عدم تعادل، خواب آلودگي و سردرد ممكن است رخ دهد. با كم كردن مقدار دارو مي توان اين عوارض را بطرف نمود اما در مواردي كه داروها به آهستگي از بدن دفع مي شوند، ممكن است چند روز لازم باشد تا عوارض جانبي كه در بالا گفته شد كاملاً از بين برود. بسياري از بيماران به بعضي از عوارض جانبي فوري اين گونه داروها عادت مي كنند (مخصوصاً به خواب آلودگي آ،) و در نتيجه هميشه بايد در هنگام قطع ناگهاني و يا تغيير داروها به اين مسئله نيز توجه نمود. اكثر داروهاي ضدصرع همچنين مي توانند در تمركز افراد و توانايي فكري آنها تداخل نموده و برروي آن تأثير گذارند.


عوارض جانبي مربوط به خودشخص (ايديوسينگراتيك): اين عوارض، آنهايي هستند كه فقط در بعضي از اشخاص ايجاد مي شوند و اصولاً بصورت آلرژي و حساسيت به آن دارو ها هستند. قرمز شدن يا كهير زدن پوست و بروز اختلالات خوني از اين نوع عوارض هستند. قرمز شدن يا كهير زدن پوست و بروز اختلالات خوني از اين نوع عوارض هستند. از آنجائي كه اين گونه عوارض به مقدار داروي مصرفي ارتباط ندارند، تنها راه غلبه بر اين گونه عوارض جانبي، عدم مصرف آن داروي خاص مي باشد.


عوارض جانبي مزمن و طولاني مدت: اين عوارض، آ،هايي هستند كه بعد از چند سال كه از مصرف داروها مي گذرد خود را نشان مي دهند. بنابراين عوارض جانبي مزمن و طولاني مدت داروهايي كه تازه كشف شده و مورد استفاده قرار مي گيرند هنوز مانند داروهايي كه سالها قبل كشف شده اند، شناسايي و بررسي نشده است.